می گما؟! چقدر ما «اصول» می خونیم cs ؟
اصول کامپیوتر 1 و 2. اصول سیستم های کامپیوتری. اصول سیستم های عامل.
اینا همه ش اصوله. یعنی این علوم همگی از روی حساب و کتابه. یعنی خم رنگرزی نیست. یعنی اصولآ باید اصولی عمل کرد و به اصل ها توجه کرد. نباید دیمی پیش رفت. نباید چشم بسته قدم برداشت. هرزگاهی لازمه که گذشته رو یه مروری کرد و اونو با حال مقایسه کرد و حتی آینده رو هم تخمین زد.
برای یاد گرفتن شنا دو راه هست: یکی اینه که انقدر بری استخر و بیای، انقدر تو آب بپری، انقدر با آب انس بگیری، انقدر شنا کردن شناگرا رو تماشا کنی، که دیگه حرکات شنا ملکه ی ذهنت بشه. اینطوری می شه شنا کردن رو یاد گرفت؛ ولی این اصولی نیست. تو این روش با اینکه شما مثلآ شنای کرال سینه رو یاد گرفتین. ولی نحوه ی حرکت دست، بیرون آوردن دست و نصف سر از آب به طور همزمان، همگام کردن حرکات دست و پا و ... رو اصولی یاد نگرفتین. یعنی تو آب به طرف جلو پیشروی می کنین ولی خوب بازده مناسب رو ندارین.
روش دوم اینه که شما شنا کردن رو از یه مربی خوب شنا یاد بگیرین. کسی که عمرش رو برای یادگرفتن اصول شنا گذاشته، شنا کردن رو اصولی بهتون یاد می ده و خیلی زودتر راه میفتین. چون این حرکات اصولیه که حداکثر بازده رو داره نه حرکات تجربی.
توجه به خطوط کلی همیشه به ما در رسیدن به اصول جزئی ترها کمک می کنه. چقدر خوبه اگه برنامه های زندگی ما اصولی باشه. اگه تو هر مرحله ای قلق بازی رو بلد باشیم. اگه هدف اصلی رو هیچ وقت فراموش نکنیم. بقیه ی اصل ها رو هم در جهت رسیدن به اون هدف مسیردهی کنیم. همیشه اول از دیدگاه بالا کلیات و اهداف مشخص بشه و بعد جزئیاتی مثل درس، کار و ... پرداخت بشه. منظورم اینه که نحوه ی برخورد با این مسائل و گذروندن این مراحل بررسی بشه. به نظر می رسه همه ی اصول در جهت رسیدن به یک اصل، اصلند.
هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصل خویش
پ.ن: به نظر شما سوال های امتحان اصول سیستم های عامل امروز چه طور بود؟ اصولی بود؟



